گاونوشت های مرتضا نیک به اضافه ی نهاد
گاونوشت های مرتضا نیک به اضافه ی نهاد
- مرگ گاوبلابانو و سوگ بزرگ گاوگردنکلفتیا !
- در گاشکستان کبیر برای اعلام خبر، سنت گاوینهای [دیرینه] وجود دارد. اعلام خبر بد با اعلام خبر خوب گاو تا گاو فرق دارد! گاو تا گاو یعنی این که خبر خوب یا بد اگر از جانب گلهگاوان [همان خاندان
و بستگان]گردنکلفتیای عظیم باشد یا از طرف گاوگولیای بی نوا ، شکل اعلام
عمومی اش تغییر پیدا می کند.اگر قرار باشد از گاخ [همان کاخ]
گاوگردنکلفتیای عظیم خبر خوشی منتچر [به زبان گاوی یعنی منتشر] شود ، صد و
سیصد گاو مامور می شوند در شهر راه بیفتند و یونجه نشخار شدهی دهان خود را
به عنوان مژدگاوی بین اهالی تقسیم کنند ، یونجه نشخار شده توسط ماموران
گاخ ، همان علفی است که گاوگرنکلفتیای عظیم شب ها روی آن می خوابد وحسابی
بدنمال است. [بدن مال یعنی استاد بدن خود را روی علف ها مالیده اند !]انتچار خبر بد از طرف گاخ سنت عجیبی دارد، که بسیار هم سوزناک است [ البته
فقط نقطه خاصی از بدن را می سوزاند.] عرض می کنم ، هزار و دوهزار گاو ،
گاوطلب می شوند گلاب به رویتان ادرار کنند و ادرار را مثل جوی های روانی در
شهر رها می کنند. بعد از گاو گردنکلفتیای عظیم می خواهند از بالای گاخ مراسم غمگاوی!! را ببیند.[به سنتی که در آن گاوها یک دل سیر مثلن گریه می کنند غمگاوی می گویند که نهایت ناقلایا وپدرگاوسوختگی است ! ] در یکی از همین روزها خبر مرگ " گاوبَلابانو" دایهی گاوگردنکلفتیای عظیم در شهر می پیچد.گاوبَلابانو
پیش از آن که دایه ی استاد عظیم باشند، پوزآرا بوده اند. [پوزآرا همان
آرایشگر زنانه ی خودمان است] او به شدت گاوی مانتال بود ، فال گاو می گرفت و
کلی هم برای خودش بر و بیا داشت . در قسمت های بعدی بیشتر درباره ی او و مراسم تشییع گاوی اش می خوانید و می فهمید...
- زیرپای گاو نوشت : عکس بالا متعلق به زمان تین ایجری گاوبلابانو ست که در یکی از نشریات قهوه ای همان سال ها منتچر شد.
مرتضا
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 ساعت 03:35 ب.ظ

- گاو
گولیا گلزمآر و شبکه مگاوی پوزبوک !
- در
دو قسمت قبل خواندید در گاشکستان گاوی وجود دارد بنام گاوگولیا ، گاوی که نقش اول قصهی
این سرزمین است ، او اخیرن پس از اینکه فهمید نقش اول است با مراجعه به ادارهی هویت
و گاونامی ، نام خانوادگی خود را از گلگاوزبانی به گلزمآر تغییر داد ، گاوگولیا
روشنفکرترین گاو تاریخ گاوهوارسالهی گاشکستان کبیر است [گاوهوارسال یعنی چند قرن
،عرض میکنم خدمتتان : بر اساس وزن حاکم وقت ، یک قرن تعیین میشود ،تعداد سالهای
یک قرن نباید بیشتر از وزن حاکم باشد ،اگر بیشتر شد برگ های تاریخ را طی مراسمی از
کتاب جر می دهند و بصورت سلف سرویس از
اهالی پذیرایی میشود] .گاوگولیا تنها گاو کتابآشپزی خوار دنیاست ، در زمستانهای
سوزناک گاشکستان هنگامی که یونجه ای یافت نمیشود گاوها کارتون خواری می کنند ،
گاوگردنکلفتیای عظیم دستور داده اهالی در یک حرکت اعتراضی به کتاب گیاه خواری صداق
هدایت همه ی کارتونهای خالی این سرزمین را با محلولی بنام گلگاوزبان قاطی پاتی
نمایند و روزی دو وعده قبل از خواب چریده کنند ! گاوگولیا موسس شبکه مگاوی [چیزی تو
مایه های مجازی خودمان] پوزبوک است. حالا اینکه این پوزبوک چیست و چه می کند الان
عرض می کنم ، گاوها پس از بازگشت از چراگاه در ساعتی قرار میگذارند
بصورت جفت جفت پوز به پوز هم بایستند و همدیگر را نگاه کنند و به صورت زیرپوستی سعی کنند با هم عشقورزی کنند و از شاعر بزرگ و فقید گاشکستان "گاوا یونجیج" شعری بچرآیند یا نهایتش از این جک هایی که شهر گاوزین در آن هست چرا کنند [چرا کردن یعنی گفتن و چراییدن یعنی سرودن ، محض اطلاع] ، هرکدام از گاوها
زودتر خندید باید برود فرندچر آن یکی[فرندچر یعنی دوستی برای با هم چریدن در مزارع زیبا و رمانتیک گاشکستان] گاوگولیا برای پوزپوک امکانات دیگری هم گذاشته که برای آشنا شدن با آنها باید قسمت های بعدی را دنبال کنید.
- زیرپای گاو نوشت :گاو عینکی که در عکس بالا میبینید ، گاواجون نام دارد ، ایشان پدر گاو گولیا بودند یعنی الان نیستند ، عمرشان را داده اند به شما حیوانی ! آنها هم که پشت مشغول کاغذخواری هستند اقوام و اینها هستند خیر سرشان.
- عکس : گاوتلیه کاهو
مرتضا
سهشنبه 13 دیماه سال 1390 ساعت 01:12 ق.ظ