گاوگولیا و مرخصی آقای شلغمکار!
روی گاو نوشت : در قسمت قبل خواندید که گاوگولیا در مسیر کاخ با موجودی که بعد می فهمد آدمیزاد است مواجه می شود ، موجود مذکور خودش را شلغمکار معرفی می کند ، و اما ادامه ی ماجرا.
این قسمت مثبت هجده می باشد و صرفا جهت بررسی یک مسئله ی آسیب شناسانه به رشته ی تحریر در آمده ، گفته باشم !
حوالی کاخ . بزرگراه گاوگلاب بانوی فقید
گاوگولیا که از شلغمکار خوشش آمده از او دعوت می کند زیر درخت بنشینند با هم گپ بزنند ، شلغمکار که چندان مایل نیست با گاوها نشست و برخاست داشته باشد دنبال راهی می گردد که از شرش خلاص شود.
شلغمکار : شما اینوارا توالت دارید؟
گاوگولیا مکث طولانی می کند ، اطرافش را نگاه می کند.
گاوگولیا : یعنی چی ؟
شلغمکار : دابلیو سی ، دستشویی ؟
گاوگولیا : گیاهه؟
شلغمکار عرق سردی می کند.
شلغمکار : نه ! یه جایی که میرن توش و خودشونو تخلیه می کنن !
گاوگولیا : چیو ؟
شلغمکار : اضافه چیزایی رو که می خورن !
تلاش می کند عصبی نشود.
گاوگولیا : می شه نشونش بدی ؟
شلغمکار : چیو ؟
گاوگولیا : همین کارو !
شلغمکار تاب نمی آورد خودش را جمع و جور می کند دکمه کتش را می بندد.
شلغمکار : اما من یک مدیر عالی رتبه ام.
گاوگولیا : یعنی مدیر عالی رتبه تخلیه نمی کنه ؟
شلغمکار: می کنه ! اما نه جلوی یه گاو !
گاوگولیا : یعنی جلوی خودتون می تونین ؟
شلغمکار : نه ! می ریم تو یه جای بسته که ما رو نبیین " فریاد می زند " : بعد می ریــــنیم !
گاوگولیا : اینم مث تخلیه ست ؟
شلغمکار : چی ؟
گاوگولیا : ریدن ؟
شلغمکار : نه همونه ، مث کاریه که تو داری روی شخصیت مهمی مثل من می کنی!
گاوگولیا متعجب اما خونسرد می گوید : من ؟ من که چیزی تخلیه نکردم
شلغمکار به سمت اتومبیلش می رود ، اگر کارد بزنید خونش در نمی آید ، توی جیبش دنبال سوئیچ می گردد، پیدایش نمی کند.
گاوگولیا : یعنی میشه روی هم تخلیه کرد ؟
شلغمکار : بعله !
گاوگولیا : یعنی شمام تا حالا روی کسی تخلیه کردید ؟ یعنی توی دفترت یا روی کارمندات یا بقیه ...
شلغمکار سعی می کند ذهن گاوگولیا را منحرف کند : یه سوال دارم.
شماها کارتون اینجا چیه ؟
گاوگولیا :می خوریم.
شلغمکار : فقط ؟
گاوگولیا : قدم می زنیم.
شلغمکار : خب دیگه ؟
گاوگولیا : می خوابیم.
شلغمکار : خب این کارها رو ما هم می کنیم.
گاوگولیا : یعنی شما هم ممکنه گاو باشید ؟
شلغمکار آه بلندی می کشد : با من درست صحبت کنید آقای محترم !
گاوگولیا : آقای محترم ؟ اما من یه گاوم !
شلغمکار : حالا هرچی ! خواستم بگم خوردن و خوابیدن و قدم زدن که ما هم انجام می دیم ، شغلتون چیه ؟
گاوگولیا : میخوریم فقط !
شلغمکار : خب ما هم می خوریم عرض کردم خدمتتون که !
گاوگولیا : خب گاهی هم میان شریمونو می دوشن می برن سرزمین های دور !
شلغمکار : چقد بهتون پول میدن ؟
گاوگولیا : شما مگه شیر کسی رو می دوشین پول می دین ؟
شلغمکار مکث می کند دستمال سفیدی از جیبش بیرون می کشد و عرق روی پیشانی اش را خشک می کند.
شلغمکار : ببینم اینجا مرکز پلیسش کجاست ؟
گاوگولیا : پلیس ؟ ما اینجا یه پل داریم که اونم پلی ست در مرکز گاشکستان بنام پل شاخدارشکسته !
ادامه دارد ...
زیرپای گاو نوشت : هم اکنون در فیلمپخشانه های گاشکستان فیلم " چرٌتم می آد " در حال اکران است ، اهالی گاشکستان به خاطر نام فیلم از این اثر استقبال زیادی کرده اند ، گفته می شود نشخار ینجه و تنقلات در فیلمپخشخانه آزاد است ، کارگردان این فیلم "غذا عطاری" است.
:))))) به قول آقو همساده له له شدم :))) خوشم میاد کم نمیاره! طرف رو رسمن قهوه ای کرد :))))
اهم
ها ها ها!!
فوق العاده بوووود!
خیلی خیلی پیشرفت داشته مث یه گاو!
گاو خنگ
عاااااالی بوووووود

بی چاره گاو که گیر آدم ها افتاده :دی