X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 11 تیر‌ماه سال 1391 @ 03:14 ق.ظ

قسمت یازدهم

http://s3.picofile.com/file/7423950428/caloi11.jpg

گاوگولیا و فرار شلغمکار !

روی سر گاو نوشت : این قسمت پایانی داستان مواجه گاوگولیا با شلغمکار است ، در قسمت های بعدی پای آدم های دیگری به سرزمین گاشکستان باز شده و سر راه گاوگولیا قرار می گیرند ، حتا شما می توانید انتخاب کنید چه کسی باشد .

شلغمکار دستی به کله اش می کشد.

شلغمکار : میشه بگی یه آدم گاو چطور آدمی می تونه باشه ؟

گاوگولیا : مث تو !

شلغمکار : من ؟

گاوگولیا : آخه یه گاو که نمی تونه آدم باشه یه آدم هم نمی تونه یه گاو باشه ، الان خود من نمی تونم تحمل کنم مث تو باشم !

شلغمکار : مگه من چمه ؟

گاوگولیا : چمه ؟

شلغمکار : یعنی مگه من چطورم ؟

گاوگولیا : خسته می شم ، شما همتون مث همین ؟  

شلغمکار : چطور ؟

گاوگولیا : چون همش داری از من سوال می پرسی !

شلغمکار : نباید بپرسم ؟

گاوگولیا : نع ! ما وظیفه مون چیز دیگه س !

شلغمکار : چیه ؟

گاوگولیا : اینکه شکمتونو سیر کنیم ! اگر گیر بدی شیرمو حرومت می کنم !

شلغمکار می خندد.

گاوگولیا : کجاش خنده داشت !

شلغمکار : یاد عمه م افتادم !

گاوگولیا : چرا عمه ت ؟

شلغمکار : عمه م منو شیر داد همیشه م همینو بهم می گفت !

گاوگولیا : می گفت ؟

شلغمکار دستمال سفیدش را از جیبش در می آورد و اشکش را خشک می کند

شلغمکار : اون مرحوم شده !

گاوگولیا : یعنی چی شده !

شلغمکار : مرده !

گاوگولیا : اون چی بود از گوشه چشمت خشک کردی ؟

شلغمکار از گاوگولیا می خواهد بنشینند ، فضا معنوی می شود.

شلغمکار : اشک بود.

گاوگولیا : آب بودا !

شلغمکار : شما می گی آب ؟

گاوگولیا : ما همچین چیزی نداریم !

شلغمکار : خب خب ! بگذریم.

گاوگولیا : یه سوالی بپرسم ؟ آخرش نفهمیدم پلیس چیه ؟ قانون چیه ؟

شلغمکار : شما تا حالا پریدی تو خونه ی مردم چیزی بدزدی ؟

گاوگولیا : مگه من کفترم !

شلغمکار : پریدن یعنی این که رفتی توی یه جایی چیزی بدزدی ؟

گاوگولیا : یعنی چی دزدیدن ؟

شلغمکار : یعنی یه چیزی رو یواشکی برداری در ری !


گاوگولیا : نه ، شما اینکا رو کردی؟

شلغمکار : آقای محترم ، ببخشید گاو محترم ، من یک مدیر عالی رتبه ام ، نیازی به دزدین ندارم.

گاوگولیا : یعنی شما نپریدی ، ندزدیدی ، یعنی یه مدیر عالی رتبه نباید بدزده  ؟

شاغمکار : نع !

گاوگولیا : مگه تو آدم نیستی ؟

شلغمکار : چه ربطی داره ؟

گاوگولیا : تو داری می گی آدما اینکارو می کنن.

شلغمکار : نه فقط آدما. حتا حیوونا !

گاوگولیا : ما که اینکار رو نمی کنیم ، ما اگر چیزی بخوایم می ریم بر می داریم !

شلغمکار : امکان نداره !

گاوگولیا : شما اگه لازم داشته باشی نمی دزدی ؟

شلغمکار : بر می دارم بعد می ذارم سرجاش !

گاوگولیا می خندد و می زند پشت شلغمکار.

گاوگولیا : چقد باحالی ن شماها ، بر می دارین بعد می ذارین سرجاش بعد این دزدی نمی شه ، چقد خوبه ! بعد می پرین ؟

شلغمکار : کجا ؟

گاوگولیا : تو گفتی باید بپریم روی دیوار .

شلغمکار : اما من یک مدیر عالی رتبه م و نمی پرم !

گاوگولیا : یعنی فرق داره ؟ هرکدومتون یه جور می دزدین ؟

شلغمکار با عصبانیت از جایش بلند می شود.

شلغمکار : من با شما حرفی ندارم ، اینجا هتل هست ؟

گاوگولیا : هتل ؟

شلغمکار : یه جا که بشه توش خوابید ! ضمنن شیک و تمیز باشه !

گاوگولیا : آره ، آغل مرحوم پدربزرگم ! تمیزه !

شلغمکار از فرط عصبانیت به سرعت به سمت ماشینش می رود.

گاوگولیا با صدای بلندی می گوید : اما من آخرش نفهمیدم قانون یعنی چی ؟

توالت ؟ پریدن ؟ دیوار ؟ دزدیدن ؟

شلغمکار از دور جواب می دهد : چون شما گاوی ! نمی فهیمد !

گاوگولیا : یعنی اینکه نمی پریم ، پلیس نداریم گاویم ، خوبه ! چه پیچیده این شماها !

تمام


زیر پای گاو نوشت : در گاشکستان از مرغ ها متنفرند ، آن هم بخاطر اینکه مرغ در سزمین های دور حسابی سر و صدا کرده است . بخاطر همین از عکس مرغ بجای تخته دارت استفاده می کننند ، برای این بازی بنگاه شرط بندی دایر شده است.

21935